عجب روزي بود...
درست روزي ک همه سال جديد رو جشن ميگيرن
درست وقتي که همه دعاي تحويل سال رو ميخونن و رهسپار سال بعد براي گذر زمان بيشتري هستن
درست دم عيد.....
عکسش اتفاق بيوفته...
هعي ....نميدونم چي بايد بگم...از باعث و بانيش
آنقدر برايم اين لحظه ها تلخ بودن که حس کردم هر چه زودترآرزوي از دست دادن اين لحظات فراموش نشدني رو بکنم
چون ميدونم اگر هم يکي باشه ولي نه آدم
اين روز رو جشن ميگيره
من ماتم زده و بقيه هيجان زده
من گريان و بقيه خندان
زمان براي من به ندرت و براي ديگران به سرعت ميگذشت..
طوريکه نفهمن ک ساعت چنده
ولي.....
دل نوشته...
ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 1:08