امضا تنهایی دنیوی

خرید بک لینک

خدایا ، من شاید همون آدمی نباشم که بهم بگی بنده ... ولی تورو خدا عذابم نده ...

هیچ وقت نخواستم به دیگران حسادت کنم ، و نکردم..

هیچ وقت توقعی از دیگران نداشتم و نخواهم داشت....

هیچ وقت پدرم و مادرم رو در تنگنا قرار نمیدادم.... که یه روزی بتونن به همویگه بگن :من میرم بچه ها رو پیش خودت میذارم......

من سرنوشت تلخم رو قبول دارم ..... وجود پدر و مادرم رو هر لحظه حس میکنم....سعی میکنم....ولی ولی من یا کس دیگه ای رو نخوان .... یه طرفه ست ، خب چه میشه کرد!؟

وقتی نمیخوان ،دیگه نمیخوان،....

امسال سال تداوم یا بریدن این سرنوشت تلخمه .... که با گذشت هر ثانیه .... دلم بابت حرفهایی که پدر و مادرم بهم میزنن کباب که هیچ .... میسوزه ....

نمیگم خدا چرا من ، چون آدمیانی در اطرافم دیدم که در این هوای گرم دوست دارن صفای این خانواده رو داشته باشن...

دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 1:08

صفحه بندی